


قمارباز (از یادداشتهای 1 جوان)
درباره این مورد
بعد از دو هفته غیبت سرانجام به رولتنبورگ برگشتم. گروهمان از سه روز پیش اینجا جمع بودند. گمان میکردم همه بیصبرانه انتظار بازگشتم را دارند، اما اشتباه میکردم. ژنرال بیتفاوت به نظر میرسید، با تکبر چند کلمهای با من حرف زد و دست آخر مرا از سرش باز کرد و به خواهرش حواله کرد. مثل روز برایم روشن بود که از جایی، پول و پلهای به چنگ آوردهاند.
%15- 407,150 تومان
قیمت پیشین: 479,000 تومان





















